فورس ماژور در قراردادهای رسمی
پیش نویس:
در پست قبلی (مشاوره کسب و کار) دوستی کامنت گذاشتند که با یادآوری این مساله که سوال کننده سرمایه اش را از طریق یک وام تامین شده است که تذکر کاملا به جایی بود. باید دید آیا اصلا وامی که ایشان گرفته شرایط مناسبی دارد یا نه و آیا برای بازپرداختش به سود پول خود نیاز دارد یا نه. تذکر دوم ایشان این بود که برای خرید سهام نباید با کارگزاری مشورت کرد که من موافق نیستم. شخصا اگر بخواهم سهامی بخرم قطعا ابتدا اخبار هفته های گذشته را مرور می کنم و بعد به تحلیل های چارتیستیک و تکنیکال می پردازم و بعد با کارگزارها مشورت می کنم. اگر دید کوتاه مدت داشته باشم، تحلیل های فنی برایم مهم خواهند بود، اگر دید بلندمدت داشته باشم اخبار و حس خودم از وضعیت بازار. اگر کسی این دانش و اطلاعات را نداشته باشد چه راهی غیر از مشورت با کارگزاری ها می توان پیشنهاد کرد؟
* * *
در پایان قراردادهای رسمی اعم از پیمانکاری، مضاربه، جعاله و غیره، بخشی است که شاید اغلب اوقات صرفا کپی و الصاق می شود و کسی به اهمیتش توجه نمی کند. بخش فورس ماژور یا حوادث غیر مترقبه.
در قراردادی برای برگزاری یک فستیوال که با شهرداری تهران منعقد کرده بودم، دقیقا و عملا به اهمیت این بخش پی بردم! شرکت ما جشنواره اوقات فراغت پایتخت را برگزار می کرد، و افتتاحیه یک روز بعد از انتخابات ریاست جمهوری ایران (٢٢ خرداد ٨٨) بود. نمایشگاه و جشنواره افتتاح شد در حالیکه وضعیت اجتماعی شهر به هیچ عنوان شبیه ٢-٣ روز گذشته اش نبود و غرفه داران شاکی از خلوت بودن نمایشگاه از بازدیدکننده. از دید ما که پیمانکار شهرداری بودیم، تمام تعهدات خود را انجام داده بودیم، ولی غرفه داران ما را می شناسند و شرایط هم به گونه ای بود که شهرداری از هر گونه نارضایتی که منجر به ناآرامی بشود، به شدت حذر می کرد. بازنده قضیه ما بودیم که درمیان فشار شهرداری (کارفرما) و غرفه داران مجبور به پرداخت و عودت وجه همه غرفه داران شدیم.
اگر در آنجا شرایط فورس ماژور تعریف و عواقب آن بر عهده کارفرما قرار می گرفت ما چندین میلیون ضرر نمی کردیم. مطالب زیر معرفی کتاب شرط فورس ماژور، ترجمه دکتر محسن محبی، منتشر شده توسط کمیته ایرانی اتاق بازرگانی بین المللی است.
یکی از اهداف اساسی و سازمانی اتاق بازرگانی بین المللی، " تسهیل مراودات تجاری بین المللی" است. یکی از کارسازترین و مهمترین ابزارهای تحقق و دستیابی به این هدف، تدوین و تنظیم ضوابط و مقررات متحدالشکل یا بعضی شرایط قراردادی یک سان و استاندارد است که در همه قراردادها قابل استفاده باشد؛ چراکه یکسانی و یکنواختی بستر و چارچوب های مراودات و روابط تجاری بین المللی سبب کاهش بروز اختلاف شده و در نتیجه توسعه روابط تجاری و مراودات بین المللی تسهیل می گردد.
اجرای قرارداد طرفین را متعهد می کند که شرایط و مفاد آن را رعایت نمایند . معذلک حوادث پیش بینی نشده که ربطی به طرفین ندارد میتواند بر تعهدات متقابل ایشان در برابر یکدیگر اثر نهد و حتی اجرای قرارداد را متعذر یا غیرممکن سازد . بنابراین طرفین باید هنگام تنظیم و انعقاد قرارداد ، تعهدات خود را طوری طراحی و برنامه ریزی کنند که آمادگی و پاسخ لازم برای برخورد با هرگونه پیش آمد غیرمنتظره از قبیل فورس ماژور را داشته باشند . این جزوه که حاوی شرط فورس ماژور برای درج در قراردادهای بین المللی است ، با همین هدف تنظیم و فراهم شده است تا اگر طرفین قراردادهای مذکور مایل باشند بتوانند با استفاده از آن در برابر حوادث فورس ماژور پیش بینی لازم را بنمایند و از این رهگذر انجام تجارت بین الملل تسهیل گردد.
شرط فورس ماژور اتاق بازرگانی بین المللی اصولاً برای درج در قراردادهای بین المللی تدوین و فراهم گردیده و سع ی شده است طوری طراحی شود که جامع و مانع باشد.
مشاوره کسب و کار
جهت حفظ حریم شخصی، نام ها و مشخصات ریز را از ایمیل خود حذف کرده ام:
سلام دوست عزیز
در وبلاگ من نوشته بودید:
با سلام من وبلاگ شما را اتفاقی زمانی که به دنبال اطلاعات برای شروع کاری بودم دیدم و مطالعه کردم شاید بعد از خواندن ایمیل من با خود بگویید که ارزش پاسخ دادن نداشته باشد ولی من از آنجایی که شما علاقمند به یاد دادن آموخته هایتان هستید امیدوارانه می نویسم:
من سرمایه زیادی ندارم به تازگی وامی دست و پا کرده ام در حد دومیلیون ولی شدیدا دوست دارم به خانواده ام کمک کنم و پدرم را در این روزگار پولیسمی تنها نگذارم سوالی که از شما داشتم این بود که با این سرمایه اندک می توانم کسب و کاری را راهندازی کنم که سود خوبی داشته باشد خواهش میکنم این ایمیل را نادیده نگیرید من نیاز شدیدی به شروع کاری دارم بیست و چهار سال دارم و در شرف ازدواج ولی نمی توانم با توجه به وضعیت مالی پدرم انتظاری از او داشته باشم ممنونم از توجه شما
-- پاسخ من:
اولا ممنون از اینکه برایم کامنت گذاشتید. و مرحبا که در سن 24 سالگی می خواهی ازدواج کنی و به پدر هم کمک کنی. ان شالله خداوند هم کمک رسان شما باشد. در مورد کار و درآمد زایی با سرمایه شما، حقیقت این است که 2 میلیون تومان برای شروع کاری بسیار کم است. به نظر من شما دو راه دارید: یک راه علمی و دیگر راهی عرفی و کاسب کارانه.
تنها چیزی که به عنوان یک راه علمی به ذهن من میرسه، برای اینکه این سرمایه شما به خطر جدی نیوفته، سرمایه گذاری در بازار بورس می باشد. شما می توانید با مشورت یک کارگزار خبره در بازار بورس سهمی بخرید، و هر 3-4 ماه یکبار و یا حتی سالیانه اونرو خرید و فروش کرده و سرمایه تان را زیاد کنید. با این روش می تونید با خرید و فروش های فکر شده بین 50 تا 100 درصد سرمایه تان را در سال کسب کنید. فراموش نکنید این بسته به نوع خرید شما نیز هست. ممکن است در صورت مشاوره بد، متضرر نیز بشوید.
راه دوم که کاسب مابانه و ساده است، خرید یک جنس که با آن آشنایی دارید (هرچقدر کم) از یک عمده فروش و توزیع آن است. به نوعی ویزیتوری کالا، ولی چون سرمایه کمی هم دارید، کمک می کند تا بیش از یک ویزیتور باشید. مثلا خرید کیف های چرمی از وارد کننده یا تولیدکننده آنها، و توزیع آن بین مغازه داران. من کسانی را می شناسم که از راه ویزیتوری لوازم آرایشی، مصالح ساختمانی یا شوینده ها به سرمایه های بزرگی رسیده اند. واقعیت این است که کسی نمی تواند نسخه ای به شما بدهد که حتما شما را موفق کند، این خود شما هستید که می توانید راه موفقیت را برای خود هموار کنید. از صمیم قلب امیدوارم روزی ایمیلی از شما بگیرم در حالی که می گویید مغازه یا شرکت خود را دارید و یا سرمایه ای بزرگ اندوخته اید.
سپاس
عماد هنرپرور
دوبی، کابوسی برای سرمایه گذاران؟
هفته گذشته برج دوبی (ظاهرا اسمش رو به برج خلیفه تغییر داده اند) افتتاح شد. این برج همونطور که حتما شنیده اید بلندترین سازه بشری، بلندترین آسمان خراش، بزرگترین بنای بتونی عمود بر زمین، بلندترین آسانسور، سریع ترین آسانسور، مرتفع ترین استخر دنیا و چندین رکورد دیگر در خود دارد.
سازنده این برج، شرکت اعمار، در سال هایی شروع به ساخت این سازه کرد که انتظار اعراب از پیشرفت سرمایه گذاری خارجی در املاک دوبی سیری ناپذیر شده بود و انتظار داشتند این برج در زمان اوج رونق بازارهای دوبی راه اندازی بشود. پیش بینی که میشه گفت با وضعیت فعلی موجود در دوبی با خاک یکسان شد! مشکل دوبی داخلی نبود، بلکه بحران اقتصادی جهانی که علل و ریشه های آن در پست دیگری در این وبلاگ بررسی شده است، موجب آن شده است. بهتر است بگوییم موجب تسریع و تعجیل آن شد، چراکه با افزایش قیمت های مصنوعی و ساخت و ساز های غیر متعارف با رابطه های کلاسیک اقتصادی عرضه و تقاضا، انتظار می رفت (به پیش بینی خودم!) تا سال 2012 بحرانی مشابه بحران حاضر حتی در صورتیکه جهان شاهد آن باشد در دوبی پیش بیاید. سازندگان املاک با افتتاح هر فاز جدید قیمت پایه خود را بین 5 تا 10 درصد بالاتر از قبل اعلام می نمودند و خریداران قبلی نیز همزمان انتظار ارزش افزوده 2-3 درصد کمتر از افزایش شرکت را داشتند. در نتیجه گاهی یک سرمایه گذاری 6 ماهه 100% سود میداد (توجه کنید که خریدار تمام مبلغ را پرداخت نکرده بود، یعنی روی 30 درصد پرداختی، طی 6 ماه 30% افزایش داشت -ماهی 5% درصد مثلا- که یعنی 100% پرداخت کل وی)
ولی آیا دوبی کلا تبدیل به یک کابوس برای سرمایه گذاران شده است؟
دوبی ماه گذشته 10 میلیارد دلار وام از شیخ نشین همسایه، ابوظبی دریافت نمود و کمی بعد از آن با درخواست 70 میلیاردی بعدی آن مخالفت شد. در این مخالفت عنوان شده بود که مشکلات دوبی طبق بررسی های کارشناسی آن امیرنشین، با 200 میلیارد دلار نیز برطرف نخواهد شد، در نتیجه به همان 10 بیلیون جهت اتمام برخی پروژه اکتفا شد.
نتیجه اینکه چندین خانواده سعودی میلیاردها دلار از سرمایه های صرف شده در دوبی را با ضرر بیرون کشیدند، شرکت بزرگ نخیل دچار بزرگترین بحران خود گشته و 500 میلیارد دلار پروژه های عمرانی متوقف شدند. گفته می شود سرمایه گذاران ایرانی 400 میلیارد دلار سرمایه را قبلا از دوبی خارج نموده بودند. (با 25 الی 30 درصد ضرر اسمی)
اقتصاد دانان چه می گویند؟
مجله اکونومیست می گوید وام ها و قروض دوبی مانع رشد آن نخواهد شد و آنرا با وام 7 میلیارد دلاری 50 سال گذشته دوبی از کویت مقایسه می کند که شروع رشد و شکوفایی دوبی بود. به عقیده من این مقایسه بسیار خنده دار است!
موسسه اقتصادی IMF در واشنگتن می گوید سال 2010 شاهد رشد اغلب اقتصاد های جهان خواهیم بود و دوبی نیز مستثنی نیست.
موسسه EUI مستقر در لندن معتقد است اگر چیزی به داد اعراب برسد نفت است و ترمینال تجاری دوبی که درآمد غیر نفتی این کشور را دگرگون نموده است.
موسسه آمریکایی فوربس می گوید وضعیت دوبی مانند یک علامت سوال بزرگ است که پاسخش با شروع بازپرداخت های وام 10 میلیاردی آن روشن خواهد شد.
شخصا فکر می کنم وضعیت دوبی تا حد بسیاری به وضعیت همسایگان آن وابسته است. قطر و بحرین خیز بلندی برای درآمدهای توریستی، فرهنگی و بانکداری برداشته اند. و ایران مانند اژدهایی است که مسموم یا خمار است! ما واقعا پتانسیل های خود را نادیده گرفته و فضایی بی نهایت برای رشد کشورهای اطراف که بعضا ابعاد و پتانسیل میکروسکوپی در برابر ایران دارند، فراهم نموده ایم. به عقیده من حرکت های ایران و دولت ما در جهت استفاده از این ذخایر (مانند بنادر، توریسم، ترانزیت هوایی و دریایی، بانکداری، آموزش و ...) بسیار موثر در آینده دوبی خواهند بود.
همینطور یک جنگ در منطقه می تواند دوبی را از این مهلکه نجات دهد! دوبی همیشه آماده امتیاز دادن های وسیع به کشورهای غربی بوده و این مساله می تواند برای آنها از دوجهت خوب باشد: بالا رفتن تصاعدی قیمت نفت و امتیاز ها دریافتی از غرب. امیدوارم این اتفاق نیافتد.
پارتنر شرکت مایکروسافت در ایران؟
مطلبی چندی پیش در رابطه با نمایشگاه الکامپ تهران نوشته بودم، دوستی (آقای بیدآبادی) که ظاهرا از صاحبان یا مسئولان غرفه "مایکروسافت پارتنر ایران" هستند کامنتی نوشته بودند با این مضمون:
با سلام
دوست عزیزم جناب آقای عماد هنرپرور توضیحات شما را در ارتباط با الکامپ خواندم
باعث خوشحالی ما بود که شما تشریف میاوردید تا اطلاعاتتان تکمیل تر شود و سپس زحمات یکساله جمعی از کارشناسان و متخصصان IT در ایران و آمریکا را زیر سئوال ببرید اما ما در نهایت احترام برای همه، مجددا نکاتی را به اطلاع میرسانیم
1- ما به عنوان تها پارتنر رسمی کمپانی بزودی فعالیتمان با 4 دپارتمان اصلی در ایران را شروع خواهیم نمود
2- متشکریم از نوع محاسبه مسائل مالی شما ولی لازم به ذکر است مطابق اسناد موجود ما برای همان 30 متر پس ارائه تاییدات کمپانی اصلی و به نمایندگی از کمپانی 4290 یورو به نمایشگاه پرداخت نموده ایم و کلیه هزینه های جانبی نیز همانند پول برق نیز به یورو از ما دریافت شد و کوچکترین خدماتی به ما ارائه نگردید، حتی تا آخرین لحظات نیز به ما اجازه گرفتن غرفه بزرگ در داخل سالن 38 و بصورت جزیره ای داده نشد و تنها پس از دریافت تایید کمپانی، پارتنر رسمی آن فقط بصورت کیوسک اطلاع رسانی حضور یافت
3- برای دوستانی مثل شما که زحمت سر زدن به کیوسکهای اطلاع رسانی مایکروسافت را متحمل نشدند عرض میکنم که ما در داخل کیوسکها حتی یک پوستر... [باقی مطلب متاسفانه درج نشده]
من با الکامپ و نحوه برگزاریش قطعا مشکل دارم. به عنوان کسی که هر سال انتظار می کشم تا شاید الکامپ امسال با فضایی دگرگون شده و پرطراوت میزبان مردم ما باشد. شاید امسال شرکت های خارجی بیشتری در این نمایشگاه حضور داشته باشند. شاید امسال چند شرکتی مراسم رونمایی محصولاتشان در خاورمیانه را به الکامپ موکول کرده باشند (لانچ پارتی و رودشو و از این کارها) و شاید های دیگر...
مسولین هم نامردی نمی کنند و این انتظار را به داغی بر دل ما تبدیل می کنند. اصولا به این باور رسیده ام که جماعت مدیران نمایشگاه بین المللی از بنیاد اینکاره نیستند! با نظام صنفی تهران دعوا کردند که الکامپ را خود برگزار کنند که چه؟ که از ایران رهجو یورو بگیرند؟ پس اهداف دیگر جامعه اطلاعاتی ایران چه شد؟ اصلا شما بگویید ما 10 سال دیگر با این روند کجاییم؟؟
در مورد مایکروسافت پارتنر، جناب آقای بیدآبادی، من قصد جسارت ندارم، ولی با انداختن نگاهی به سایت شما و غرفه تان، اگر به جای شما بودم، اصلا در نمایشگاه امسال غرفه ای نمی گرفتم. سایت شما دارای اشتباهات املایی فارسی و انگلیسی است (نرم افزار در انگلیسی جمع بسته نمی شود و موارد دیگر)، غرفه شما هم می توانست محتوای بیشتری داشته باشد و کلا می توانستید حداقل در قواره مایکروسافت حضور پیدا کنید.
در سایت رسمی مایکروسافت، در بخش پارتنر پروگرم، برای دریافت محصولات رسما اعلام می شود "شما نباید در کشور ایران زندگی کنید"!!! برای مثال صفحه ویندوز هفت را ببینید. همینطور نام ایران اصلا در فهرست مایکروسافت پارتنرها نیامده.
به هر حال اگر در بی خبری رسانه ای، شما کار بزرگی کرده اید و مایکروسافت را به ایران آورده اید (قبلا هم شرکتی به نام سمیرا سیستم نیز این ادعا را کرد ولی متاسفانه خبری نشد) حیف است اگر از تسهیلاتی که معمولا کمپانی های نرم افزاری برای کشورهایی مانند ایران که قانون حق امتیاز مالکیت بر آثار هنری (Intellectual Property Right) را آنچنان به رسمیت نمی شناسند، استفاده ننمایید. همین مایکروسافت در مصر تا مدتی نرم افزارهایش را به قیمت 1 دلار می فروخت. درباره خروج ارز از کشور و هزینه های واردات بی وزن صحبت می کنیم، می دانید که بسیار مهم است.
به هرصورت امیدوارم موفق باشید، و در آینده غرفه شمارا بسیار پربارتر ببینم. اگر مطلبی را برای من به صورت کامل ارسال کنید، بر روی این وبلاگ منتظر خواهم کرد.
مشاوره در کسب و کار
معمولا ماهیانه یکی دو ایمیل از طرف خوانندگان این وبلاگ دریافت می کنم مبنی بر اینکه قصد شروع کسب و کار جدیدی دارند و برخی سوالات را مطرح می کنند. ضمن اینکه از داشتن چیزی برای آموختن به دیگران لذت می برم، همواره نگرانی همراه با تعجبی در این مواقع دارم. از این بابت که برخی دوستان سوالاتی مطرح می کنند که بی اندازه کلی و دور از فضای تجارت و کاسبی است! به هر صورت من بر حسب وظیفه آنقدر که بدانم می گویم، ولی این وبلاگ نوشتن و ایمیل پاسخ دادنم از آنجا نیست که فکر کنم خیلی می دانم!! (اگر از تجارت خیلی می دانستم، احتمالا وقت وبلاگ نوشتن نداشتم!) بلکه واقعیت این است که این نوشتن صرفا علاقه ایست احتمالا موروثی در من! از کودکی می نوشتم و از نوشتن لذت می بردم، پدرم هم با داشتن دکترای اقتصاد، در کنار چند کتاب و مقاله تخصصب، علاقه به نوشتن در زمینه های ادبی و تاریخی دارد. بگذریم، متن زیر، ایمیل یکی از همین دوستان عزیز است:
سوال من دنبال قوانین تجارت می گشتم که سایت شما را پیدا کردم و حدود 4 ساعت مشغول مطالعه در سایت شما بودم.
سوالم اینه که میخوام شروع به تجارت (صادرات و واردات) و کسب سود بکنم و در ضمن این کار رو کاملا اصولی انجام بدم در عین حال اطلاعاتم در حد مقالات شماست.
پیشنهاد شما چیه چکار باید بکنم لطفا مرحله به مرحله بگید؟
و اما جواب:
سلام دوست عزیز،
واردات و صادرات واژه ی بسیار عامی است. شما باید ببینید چه تخصصی دارید و به چه بخشی از بازار آشنا هستید، با چه گستره ای از محصولات بیشتر آشنایی دارید و در چه حوزه هایی مزیت نسبی دارید. برای مثال اگر شما یک شرکت اجاره و تعمیر ماشین آلات صنعتی باشید، به طور حتم برای واردات قطعات یدکی و یا ماشین آلات دسته دوم مزیت نسبی و اطلاعات کافی برای ورود به این حوزه را دارا می باشد.
مساله دوم آگاهی از قوانین و روال های بین المللی و ملی تجارت و واردات و صادرات است. هرگز با تکیه بر یک مرجع (اگر وبلاگ بنده رو یک مرجع بدانید) اقدام به شروع یک کسب و کار ننمایید. وبلاگ من صرفا افکار پراکنده من و بخشی از اطلاعاتم در این حوزه می باشد. عدم پیوستگی و عدم رعایت نظم ترتیبی در مطالب این وبلاگ اساسا اون رو به یک مرجع نمی تونه مبدل کند. این وبلاگ صرفا برای مراجعه موضوعی و بیشتر از طریق جستجو شدن کلمات کلیدی در گوگل و سایر موتورهای جستجو مثمر ثمر هست. من تمام تلاش خودم رو کرده ام که مطالب دقیق و قابل استناد باشند، ولی نباید فراموش کرد که 40 الی 50 پستی که من در طول این چند سال نوشته ام، به طور حتم جهت شروع و راهبری یک کسب و کار کافی نیست.
در عین حال روحیه مشاوره گرفتن در مسائل اقتصادی و کسب و کار و تجارت که در شما هست، می تواند بهترین دوست شما در حرفه تان باشد. مشورت هرگز برای شما ضرربخش نخواهد بود. ما همیشه نیازمند شنیدن تجارب دیگران هستیم.
الکامپ تهران
نمایشگاه الکامپ تهران ماه گذشته برگزار شد و بار دیگر ثابت نمود که متولیان ما اصلا دغدغه ای برای رقابت کردن با نمایشگاه های مشابه خارجی و ایجاد بستری برای حضور بین المللی بازیگران اصلی ندارند. نمایشگاه الکامپ صرفا برگزار می شود، همین! نمایشگاهی که افتخارش حضور مادیران و ایران رهجو باشد چگونه می تواند رقیبی برای Cebit و جایتکس اماراتی ها باشد؟ برند های خارجی غایب نمایشگاه بودند و شرکت های فراوانی از کشور خودمان هم حضور نداشتند. الکامپ بدون تولید کنندگان بزرگ نرم افزار، بدون سرویس دهندگان اصلی وایرلس و وای مکس و غیره و از همه مهمتر، بدون پرده برداری از تکنولوژیی نو و ابداع و نوآوری... قصد بی انصافی ندارم، به ندرت ابتکاراتی دیده میشد، نظیر غرفه تدبیرگران که شیوه نوینی از اطلاع رسانی را معرفی می نمود و معدودی از شرکت های واردکننده که شاید محصولاتی همگام با رقابت های روز دنیا را به سوغات آورده بودند.
نمایشگاه امسال هم پر بود از غرفه هایی که در یک سی دی 5000 تومانی به اندازه 25000 دلار نرم افزار کرک شده و قفل شکسته به شما پیشنهاد می کردند! من هم خریدم!! یک شرکت هم خود را مایکروسافت پارتنر معرفی می کرد، نرفتم جلو صحبت کنم، ولی حتما فکر می کنند گوشمان مخملیست! مایکروسافت آمده ایران و غرفه ای در فضای باز به مساحت 30 متر (یعنی به ارزش 1.2 میلیون تومان) زده است، و چیزی هم برای عرضه به جز چند پوستر ندارد!
داده پردازان دوران هم آمده بود، مثل هر سال، با همان محصولات، SMS هم زدند به همه که ما آمده ایم. خداروشکر دیگر امسال خبری از ISPUtil نبود! ظاهرا فعلا فایروال به مخابرات فروختن بیشتر درآمد داره. رسانه ها هم حضور نیمه و نصفه ای داشتند.
در کل، ایکاش الکامپ تهران...
پانویس: شرکت مدیران (گروه طرح و مشاوره مدیران) که بنده مدیرعاملش هستم هم در این نمایشگاه حضور داشت. ما هم مثل خیلی های دیگر، محصول نخ نمای خود را عرضه کردیم که در آینده درباره اش بیشتر خواهم نوشت: نمایشگاه های الکامپ استانی ایران در سال 1389. سعی کردیم تار و پودی جدید برای این نمایشگاه ها بسازیم و کمی از کسالت و تکراری شدن این نمایشگاه ها در شهرستان ها بکاهیم. شما هم دعا بفرمایید. این نمایشگاه ها در نیمه اول سال 1389 در استان های مازندران، زنجان، قزوین و همدان برگزار خواهد شد.