مدیریت بحران به روش افغانی!

نمی دونم به مبحث مدریت بحران علاقه دارید یا نه، ولی بهتون قول میدم داستانی که میخوام براتون تعریف کنم، براتون جذاب و جالب باشه! دوستی دارم که در زمینه ساخت و ساز خانه های مدرن و به قول معروف باکلاس خبره هستند و با تجربه. ساختمانی ساخته بودند (اگر اشتباه نکنم در نیاوران) با استخر و مجموعه ورزشی معظم در طبقه زیر همکف. اسکلت ساختمان تمام شده بوده و به مرحله ای رسیده بودند که می خواستند برای ساختن استخر خاک برداری کنند. کار رو که شروع می کنند درست در محل استخر به یک تخته سنگ عظیم بر می خورند که دقیقا هم حجم استخر بوده!

کمیته مدیریت بحران تشکیل میشه! از چندین مهندس وطنی دعوت می کنند که راه حلی برای خارج کردن این سنگ ارایه کنند و در انتها بهترین راه حل انتخاب میشه: دو تا از ستون های اصلی ساختمان رو باید ببرند و در فاصله های دورتر جایگزین کنند تا دستگاه سنگ خورد کن بتونه داخل شه و خورده های سنگ هم بشه خارج کرد. راهی پرهزینه در کوتاه مدت و بد تر از اون، خطرناک برای درازمدت.

زمانی که تقریبا تصمیم به انجام کار می گیرند، یک مهندس خارجی با تحصیلات فوق دبستان! از کشور دوست و همسایه، افغانستان! (شیخ اجل سعدی هم اینطوری سجع نمی گفته!) استیصال رفیق ما، مهندس شهاب خان موحد رو می بینه، و با بررسی شرایط پیشنهاد می کنه با یک دهم هزینه ای که میخواهند بکنند کار رو بسپرند به ایشون. مهندس قصه ما هم که می بینه این هزینه بسیار کمتر از پیشنهاد قبول میکنه. ناگفته نمونه که این تبعه کشور افعانستان روش خودشو اعلام نمیکنه.

بعد از قبول کار، اون دوست افغانی 200 لیتر نفت می خره و یک مشعل بزرگ میاره در زیر زمین. مشعل رو روشن می کنه رو به سنگ و سنگ رو حرارت میده. هر 1 ساعت یکبار هم میاد و با سطل، از فاصله ای دور، به روی سنگ آب میپاشه. و سنگ قصه ما هم مثل جگر زلیخا هر بار تکه تکه خورد میشه! به شهادت رفیق بنده دیوارهای اطراف سنگ (که برای سرامیک شدن با سیمان زیرسازی شده بودند) از دوده سیاه و از ترکش های سنگ سوراخ سوراخ شده بودند. ولی سنگ بالاخره تکه تکه میشه و از زیر زمین میاد بیرون.

به این میگن مدیریت بحران به روش افغانی و درس امروز ما اینکه خیلی وقتها راه حل هایی بسیار ساده تر از راه های پیچیده مهندسی وجود داره و هنر یک مدیر اینه که بتونه این راه ها رو کشف کنه.

مطلب دیگه من در وبلاگ دیگرم: ایران دات کام رو بخرید!

/ 9 نظر / 23 بازدید
کورش

سلام دوست من مطالب جالبی دارید به خصوص این آخری- البته اگر آن دوست مهندسمان کمی دوراندیشی داشت و واقعا ساختمانش را مدرن می ساخت قبل از هر اقدامی دست به مطالعه زمین شناختی می زد که این واقعه نشان می دهد ایشان جزو کسانی هستند که به روبنا اهمیت می دهند

شهاب

سلام , اقا کورش گل حرف شما کاملا درست است ولی شما که شرایت اونجا رو ندیده بودید , بعد هم منظور شما از زمین شناختی چیه ؟ ما ها معمولا عادت داریم خیلی وقتها بهینه ترین روش رو تصور کنیم که باید انجام بشه و جالب اینکه این نتیجرو آخر کار میگیریم ! کلا مردم ما علاقه زیادی به نقد کردن دارن هرچند از اون اطلاعی نداشته باشن ! چه اطلاعات علمی در مورد موضوع بحث چه اطلاعات شرایتی در مکان مورد بحث .

کامبیز

سلام دوست عزیز اگه دوست داشتی با هم دیگه تبادل لینک کنیم و از تجربیات هم دیگه استفاده کنیم امید وارم موفق باشی [خداحافظ] http://kambizfx.iranblog.com/

مصطفی ق.

سلام جناب هنرپرور. وبلاگتون جالبه! مایلم تبادل لینک کنیم. مرسی!

محمد وثوقمند

با سلام ,وبلاگ جالبی داری . خوشحال میشوم به ما هم سری بزنی و در صورت تمایل تبادل لیک کنیم با هم . موفق باشی .

علی

میتونم بپرسم شغل شما چیه؟

عماد هنرپرور

سلام آقای علی, من مشاغل بسیاری داشتم که بعد از تصویب قانون منع چند شغلی بودن (مصوب 18/1/87) دارم همه شون رو کنار میذارم تا بتونم فقط برای شما دوستان خوبم وبلاگ بنویسم [نیشخند] اگر دوست داشتی بیشتر باهم آشنا بشیم دفعه بعد ایمیلتو بده عزیز جان [چشمک]

امین

سلام . ممنونم از وبلاگی که در اختیار ما گذاشتی مطالبت بسیار عالیع